جامعه شناسان، خودكشي را امري اجتماعي واز پيامدهاي صنعتي شدن مي دانند اما وقوع اين پديده درسطح
شهرستان دره شهر كه حتي از داشتن يك كارخانه نيمه صنعتي نيز در رنج است جاي سوال واندكي تامل دارد.
سالانه حدود ۴۰۰ مورد خودکشی در استان580/000 هزار نفري ايلام اتفاق می افتد که سهم زيادي از آن به تنهايي متعلق به شهرستان دره شهر مي باشد .
متوسط آمار خودکشی هاي كشور از سال 1380 تا كنون نشان میدهد در هر صدهزارنفر ،10نفر اقدام به خودكشي موفق يا ناموفق كرده اند كه اين ميزان درسطح شهرستان دره شهر40 مورد ، در هر صد هزار نفربه ثبت رسيده است.
درسال هزاروسيصدوهشتاد،به تنهايي 107 مورد خودكشي درسطح شهر 50هزار نفري دره شهر به وقوع پيوست كه اين ميزان گوياي فاجعه آميز بودن آن در سطح شهرستان است .
علاوه بربيشترين آمار خودكشي ، شنيع ترين شكل خودكشي نيزدر سطح اين شهرستان به وقوع مي پيوندد . خودسوزي ، سركشيدن سموم دفع آفات ، حلق آويزكردن ، خوردن قرص و شليك سلاح ساچمه پران از جمله شيوه هاي شنيع اقدام به خودكشي در سطح اين شهرستان مي باشد .
اگرچه وقوع اين همه خودكشي درسطح شهرستان دره شهر هيچگاه از سوي مسئولين غيربومي شهرستان به دليل ترس ازاتهام بي كفايتي وسوءمديريت خوب مخابره ومنعكس نگرديده وهرگزنسبت به اتيولوژي(سبب شناسي ) آن دست نزده اند ولي تحقيقات ميداني محدودي كه به صورت پنهاني واز لابلاي سخنان مسئول بهزيستي استان (شهريارمهردادي ) پس ازتوديع بيان شده ، بحراني بودن اين پديده وشيوع نامتعارف آن را درسطح اين شهرستان بازگو مي نمايد.
نتيجه تحقيقات نشان ميدهد كه زنان در شهرستان دره شهر بيشتر از مردان اقدام به خودكشي ميكنند اما خودكشي مردان موفقتر است در تشريح دلايل بالا بودن ميزان اقدام به خودكشي در بين زنان نسبت به مردان نيزبايد گفت: از آنجايي كه زنان به دنبال نفع ثانويه هستند، بيشتر ژست خودكشي دارند و علاوه بر آن از نظر ژنتيكي نيز چون در DNAزنان دو گروفورم وجود دارد به لحاظ بيولوژيكي طبق تحقيقات انجام شده ژنتيكي بيشتر از مردان در معرض ابتلا به افسردگي قرار دارند
و در بين راههاي اقدام به خودكشي نيز، خودسوزي تا پيش از اين شيوه رايج بوده هرچند كه اكنون به شيوه خوردن قرص و سم تغيير يافته است .در تحقيقات انجام گرفته خودكشي در بين زنان دره شهري عمدتاً از نوع تركيبي ( آنومي – فاتالستيك) تشخيص داده شده است كه در آن فرد همزمان درمعرض دو نيروي جاذبه و دافعه قرار دارد. طبق آمارهاي موجود ميزان خودكشي در فصل گرما بيشتر از فصول سرد سال است، .
ميزان اقدام به خودکشي همواره بيش از ميزان خودکشي بوده است. . ميزان خودکشي در روستاييان و ميزان اقدام به خودکشي در شهرنشينان بيش تر بوده است. ميزان خودکشي و اقدام به آن در اکثر سال هاي دوره مزبور در افراد مجرد بيش تر از متاهل بوده است. همچنين ميزان هاي مزبور در دو گروه شغلي بي کار و خانه دار، گروه سني 15 تا 19 ساله و نيز در افراد بي سواد بيش تر از گروه هاي ديگر است. ميانگين سني خودکشي 67/26 و ميانگين سني اقدام به خودکشي 22/24 سال بوده است. بيش ترين ميزان خودکشي به ترتيب در ماه هاي ارديبهشت، شهريور و مرداد و بيش ترين ميران اقدام به خودکشي به ترتيب در ماه هاي مرداد، تير و خرداد رخ مي دهند. خودسوزي شايع ترين روش خودکشي، و خوردن قرص و سم شايع ترين روش اقدام به خودکشي بوده است.
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 14:50 توسط اميد گوهري
|
نکته های مربوط به دستور زبان لری
هفت نکته مهم زیر برای شناختن ترکیب کلمات لری کمک خواهد کرد:
۱- حرف "ب" اگر بصورت ساکن بعد از "الف" در کلمات چند حرفی بیاید در لری تبدیل به "واو" می شود:
خواب = خو ، آسیاب= آسیو
۲-کلمات دو حرفی ای که حرف آخرشان "ب" باشد در لری به "واو" مبدل می شوند:
شب= شو ، لب= لو، تب= تو،
۳- غالبا دو حرف "الف و نون" آخرکلمات فارسی در لری تبدیل به یک حرف "واو" می شوند:
نان= نو، جان= جو، ران= رو، خان= خو
۴
- کلمات فارسی ای که به "الف و میم" ختم می شوند در گویش لری حرف "الف" آنها به "واو" مبدل می شود: شام= شوم، جام= جوم، پیغام= پیغوم
۵- اغلب کلمات فارسی که با حرف"خ" شروع می شوند در لری حرف "خ" آنها به "ح" تبدیل می گردد: خوردن= حردن ، خواسته = حاسه، خانه= حونه
۶-کلمات فارسی ای که اخرشان به سه حرف"انه-الف،نون،ه" ختم شود در لری "الف" انها به "واو" تبدیل می شود تا نشانه ضمه بدون اشباح باشد:
دانه= دونه، لانه= لونه، شانه= شونه
۷- کلماتی که به دو حرف "الف و واو" ختم می شوند در لری "الف" آنها حذف می شود:
گاو= گو، ناو= نو
ضمایرلری:
من ---- مه ----me
تو ---- تو ----to
او ---- او ----oo
ما ---- ایما--- ima
شما ---- شما ---shema
آنها ---اونو---oono
مرا ---- منه---- mene
ترا ---- تنه----tone
اورا----اونه---- oone
مارا----ایمانه---imane
شمارا----شمانه---shemane
آنهارا--اونونو---oonone
به من ---- وم ---- vem
به تو ---- وت ---- vet
به او ---- وش ----vesh
به ما ---- ومو--- vemo
به شما ---- وشما ---shema
به آنها ---وشو---vesho
بامن ---- وام ----vam
باتو ---- وات ----vat
بااو ---- واش ----vash
باما ---- وامو--- vamo
باشما ---- واشما ---shema
باآنها ---وااونو---oono
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 16:22 توسط اميد گوهري
|
پل سازی از قدیم مورد توجه ایرانیان بوده است و از زمان هخامنشیان پلهای بزرگی در ایران ساخته می شده است. به علت نیازی که در این سرزمین به آبیاری وجود داشته و از آنجا که سطح بعضی از رودخانه ها پایین تر از زمین های پیرامون بوده است ، پلهایی که در ایران ساخته می شده ، ساختمانهایی "چند منظوره" محسوب می گردیده اند و عمل سد را نیز انجام می داده اند.
بیشتر پلهای قدیمی ایران در واقع "پل-بند" بشمار می رفته اند ، یعنی پل هایی بوده اند که به صورت سد عمل کرده و آب را تا سطحی بالا می برده اند و قابل جاری شدن به زمین های پیرامون می کرده اند. همچنین ، در هنگام وقوع سیلاب این پلهای بند گونه تا اندازه ای کار کنترل سیل را انجام می داده و گاهی نیز به گونه ی انبارهای آب عمل می کرده اند.
منظورهایی که از قدیم در ایران برای آن پل ساخته می شده : شامل استفاده پل برای عبور و مرور ، رد کردن سیلابها ، بالا بردن سطح آب رودخانه و نگهداری آب و گاهی نیز نیرودهی بوده است. افزون بر این هدفهای فنی ، ساختمان پلها در ایران همواره با توجه ی خاص به جنبه های هنری و زیبایی پل نیز همراه بوده و این نقطه نظر در آثار بر جای مانده از بعضی از پلهای قدیمی به خوبی منعکس گشته است. در زمان هخامنشیان تعدادی پلهای بندی در بخش های فارس و خوزستان و میانرودان ساخته شده بوده است که امروزه تنها پایه های این آثار بر جای مانده و پلها و سدهای دوره ساسانی و اسلامی بر روی برخی از این پایه ها بنا شده است.
پل گاوميشان
پل زيباي گاوميشان بر روي رودخانه سيمره پس از تلاقي با رود كشكان ساخته شده است. باستانشناسان بقاياي اوليه پل را مربوط به دوران ساساني ميدانند و معتقدند يکي از دهانههاي پل پس از عقبنشيني سپاه ايران در جنگ با عرب ها، براي جلوگيري از نفوذ آنان تخريب شد.
بعضي از اهل فن وجه تسميه آن را برگرفته از كلمه (گوميشه) يعني محل پرورش مي داند . بعضي بر اين باورند كه گاوميش نر در قديم جفت خود را گم مي كند و در پي يافتن آن تمامي دره ها و غارها را در هم مي نوردد و سرانجام آن را در غاري در اين محدوده مي يابد. از آن پس اين منطقه را گاو ميشو ناميده اند. بقاياي اوليه اين پل مربوط به دوران ساساني است.
قوس هاي جناغي آجري و ساير تعميرات سنگي نماي فعلي پل، نشانگر مرمت آن در دوره هاي بعدي به خصوص در دوره اتابكان لر كوچك است. پايه هاي پلي كه مربوط به دوره ساسانيان است در جنوب اين پل هنوز به چشم مي خورد ولي پل گاوميشان جديدتر و مربوط به اوايل اسلام است. اين پل از پنج چشمه بزرگ تشكيل شده بود و اكنون فقط يك چشمه سالم از آن باقي مانده است. ارتباط چشمه ها با مسير حركت آب و طغيان آن محرز مي باشد. اين پل، بسيار فني و پيچيده ساخته شده به طوري كه رقيبي جدي برايپل هاي مهم به شمار مي آيد. اين پل شباهت زيادي نيز به پل شادروان در شوشتر دارد و در همان دوران ساخته شده است. پايه ها و تكيه گاههاي اصلي پل، مدور و قطور و مصالح آن از سنگهاي مكعبي بزرگ و تراشيده هستندكه در ابعاد تقريبا مساوي به صورت رگ چين به روي هم چيده شده و پايه هاي اصلي پل را به وجود آورده اند. داخل اين پايه ها با قلوه سنگ و ملات گچ پر شده است.
مصالح اصلي پل، سنگ و ملات گچ است و در سقف طاق ها از آجر استفاده شده است. طاق هاي جناغي دالان ها و راهروها همگي از آجرهايي به ابعاد 20*25 سانتي متر ساخته و نماي داخلي پل به وسيله ملات گچ مزين شده است.اين پل، طاقچه هاي مسدود، باز و موج شكنهايي دارد كه به وسيله راهروها با چند پله به هم متصل مي شوند. وجود پله ها در ميان دالان ستون مياني، بيانگر اين امر است كه اين پل فقط يك پل ارتباطي نبوده و با توجه به راهروهاي داخلي، پلكان و ... از آن به عنوان سرپناه به هنگام عبور استفاده مي كرده اند.
پلي كه هم اكنون بر روي سيمره قرار دارد يكي از بهترين پل هاي ايران است و آن را حسين خان بزرگ والي معروف ايلام و لرستان به سال 1008 هجري قمري تعمير نموده و طول آن 165 گام است. با توجه به موقعیت استراتژیک منطقه پل در دوره های بعدی نیز مورد استفاده قرار گرفته و مورد مرمت و بازسازی واقع شده است. دهنه این پل با بیش از ۵۰ متر عرض بزرگترین دهنه پل کشور است. طبیعت زیبا و چشم انداز رویایی اطراف این پل باعث جذب گردشگران داخلی و خارجی شده است. هم اكنون پل تاريخى گاوميشان با شماره ۲۲۲۲ در فهرست آثار ملى به ثبت رسيده .
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 19:44 توسط اميد گوهري
|
چاه عميق كه زديم
دعاي باران يادمان رفت
فيش آبياري كه آمد
خيار شكوفه زده بود
خدا را شكر
حالا همه چيز داريم:
وام كشاورزي
قسط پمپ
كود شيميايي
سم علف كش
وكرم مهربان ساقه خوار !
اكبر اكسير
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 23:30 توسط اميد گوهري
|

این گزارش به عنوان بخشی از کار تحقیق کلاس مباحث ویژه ناصر فکوهی در کارشناسی ارشد بنیاد ایران شاسی در نیم ترم اول 1386-87 ارائه شده است.
مرگ وسنت های دیرینه عزاداری بخش ویژه ای از فرهنگ مردم لر زبان را به خود اختصاص داده است . اما با وجود حرکت نسبتا" آرام سالهای اخیر این مردم به سوی مدرنیزه شدن وسعی آنان در عقب نماندن از قافله پیشرفت ،این سنتها بسیار کمرنگ ودر جاهایی متروک گشته اند ولی هنوز مایه هایی از عناصر اصلی آن به جاست .
مرگ در میان مردم لر زبان پدیده ای نیست که متجددانه با آن بر خورد شود وبه سادگی قابل پذیرش باشد ،که این به علت وابستگی های عاطفی این مردم است . گاه ایشان چنان از مردگان خود سخن می گویند که گویا زنده وهمراه ودر کنار ایشان هستند.
این فرهنگ غنی ،آداب و رسوم فراوان وبسیار ویژه ای را برای مرگ و سوگواری تعریف کرده . این مردم حتی در گزینش محل دفن متوفی می کوشیده اند تا فرد در گذشته را در قبرستانی دفن نمایند که متوفی و خانواده او به آن علاقه ودلبستگی خاص دارند.
مراسم عزاداری قوم لر همواره هزینه ای مساوی ویا حتی بیشتر از مراسم عروسی داشته است. مرگ افراد به سادگی بر گزار نمی شود ومجالس متعدد تا چهل روز به این مماسبت برگزار می شد.
آیین سوگواری ، پرس(pors) همراه با آداب ، رسوم وبینشهای کهنی که از روزگاران بسیار دور به جای مانده است بر گزار می شدوشامل مراسمی است که از هنگام مرگ افراد آغاز شده وتا مدتها ادامه داشت ،همان طور که ذکر شد آیین پرس نیز با گذشت زمان به ویژه در شهر ها تغییراتی را متحمل شده است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 12:42 توسط اميد گوهري
|

هویت مقوله ای تاریخی و اجتماعی است که در بستر زمان شکل می گیرد. با شناخت و بررسی تاریخ گذشته و اجتماع کنونی و زندگی و شرایط زمان حال است که ما می توانیم نیازهای آینده و مسیر فردایمان را بهتر شناخته ، در مسیر آن گام نهیم.
طی قرون اخیر از تاریخ معاصر ایران زمین و به ویژه تاریخ چند دهه اخیر دوری اقوام ایرانی و نسل های جدید فرزندان ایران از هویت و ریشه های واقعی شان ملموس تر است و گویی در بستری معین و طرح ریزی شده هویت زدایی صورت می گیرد و بحران بزرگ آینده ایران و اقوام ایرانی را رقم می زند.
افتخار به داشته ها و عناصر تشکیل دهنده هویت و شخصیت اجتماعی و فرهنگی ایرانی و اقوام ایرانی،واپسگرایی خوانده می شود و تمایل به استقرار الگوهای غیر ایرانی و غیر قومیمان نماد مدنیت و خرد ورزی قلمداد می گردد !!
در این میان شرایط و اوضاع قوم بزرگ لر به عنوان یکی از اصیل ترین و ریشه دارترین اقوام ایرانی که قدمت هستی و چیستی آن به هزاره ها می رسد بحرانی تر است.
اقوام کرد – لر و قشقایی سه تیره کهن ایران زمین هستند که در شکل گیری این تمدن بزرگ نقش بسزایی داشته اند . قومی بزرگ که آوازه رشادت های دلاورمردان و شیرزنان آن در پاسداری از فرهنگ رخشای ملی ، دفاع از وجب به وجب خاک میهن در برابر هر عنصر ضد ایرانی ، آداب و فرهنگ همه انسانی ، معرفت و شرافت آن نه تنها در تاریخ طنین انداز است بلکه تبلور عینی آن در هر برهه از زمان و مکان ملموس و در دسترس است. قومی زاگرس نشین که وجب به وجب خاک خاستگاهش گنج است. سرشار از ثروت های طبیعی خدادادی ، طبیعت بکر زیبا و پر داشته است.
سرزمینی به وسعت از لرستان با فرهنگ تا خوزستان خونگرم ، ایلام قهرمان ،چهارمحال و بختیاری گرد نشین تا کهگیلویه و بویراحمد دلاور است.مردمانی با فرهنگ ،دلیر،اصیل ،شریف و سخت کوش که همواره مورد بی مهری و ستم دستگاههای حاکمه بوده اند و ... یاد و ذهن فرزند قوم لر ستم بی حد و حصر خاندان نانجیب و بی هویت قاجار و ستم بر تنها حاکمیت قوم بزرگ لر زدوده نشده است . اما بودند دلاور مردان و شیرزنانی که با احساس مسئولیت در پیشگاه قوم و ملت و هویت خویش مردانه آهنگ نبرد کردند و در مقابل نظامات زورگو و هویت زدا ایستادند .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 19:10 توسط اميد گوهري
|

محمد جواد خانزادیاستقرارهای یکجانشین و مداوم عمدتاً در میان دشت شکل گرفته اند و غالباً متعلق به دورۀ کالکولیتیک و مفرغ و همچنین دورههای تاریخی و اوایل اسلام هستند. از نمونۀ آنها میتوان به تپه چیاکه، تپه بان سوز علی، تپه چم سوز علی، کلک قلعه تسمه، ده ور ، محوطه شاه نشین، قلعه تسمه و کلک غلامحسین و هاشم آباد است.
استقرارهای کوچ نشین منطقۀ سیمره بیشتر در پشته ها و تنگه هایی که به این پشته ها ختم میشوند شکل گرفته است. این محلها در مسیرهای تاریخی کوچ نشینان قرار دارند که از سرزمینهای گرمسیری شمال خوزستان و دهلران به مناطق کوهستانی و ییلاقی در منطقۀ ماهیدشت کرمانشاه تا حوالی همدان کوچ میکنند. کوه کبیرکوه و پشته های آن در ارتباط با منطقۀ سیمره یکی از گذرگاههای مهم این کوچ نشینان در طول تاریخ بوده است و به همین دلیل استقرارهایی در این قسمتها به وجود آمده است. استقرارهای پشته زرانگوش و غارهای این تنگه بیانگر استقرارهای کوچ نشین و گذر آنها از این تنگه میباشد که به طور فصلی در این محلها اقامت گزیدهاند.
توالی فرهنگی استقرارهای دشت سیمره دارای نوسان است.
تاکنون محلی متعلق به دورۀ پارینه سنگی و میان سنگی در منطقه گزارش نشده است.
استقرارهای دوره نوسنگی و نحوه مکان گزینی آنها در حاشیۀ دشت سیمره قابل توجه است. استقرارهای مختلف دوره کالکولیتیک یکباره در منطقۀ سیمره به صورت فراوانی شکل گرفته که بیشتر آنها دارای مساحت قابل توجه در ارتباط با زندگی روستانشینی هستند.
به نظر میرسد استقرارهای موقت دورۀ نوسنگی با تحول فرهنگی به مرحلۀ روستانشینی رسیدهاند و جمعیت در این دوره بسیار زیادتر شده و به همین دلیل استقرارهای قابل توجهای را شکل دادهاند. منطقه سیمره در این دوره دارای ارتباطات مهمی با فرهنگ شوشان در جنوب غرب ایران و فرهنگ کالکولیتیک حوزۀ غرب ایران بوده است.
در دورۀ کالکولیتیک جدید فرهنگ محلی با سبک سفال منقوش دو رنگ پیشکوه غربی نیز در این منطقه وجود دارد و همچنین دارای قرابتهای فرهنگی با دوره اوروک در بینالنهرین میباشد. از ویژگیهای دیگر منطقه در اواخر دوره کالکولیتیک وارد شدن آن به مرحلۀ آغاز نگارش و وجود شاخصهای فرهنگی این مرحله، از جمله سفال لبه واریخته، در چند سایت است.
با گونه شناسی و مقایسه سفالها در اکثر محوطه های شاخص میتوان اظهار داشت که دره سیمره در منطقۀ درهشهر از حلقه های اتصال فرهنگی حوزۀ لرستان و خوزستان شمالی است و مطالعه نحوه شکل گیری و سیر تحول استقراهای دوران پیش از تاریخ در دره سیمره و چگونگی ارتباط آن با حوزة غرب و جنوب غرب ایران، افق های جدیدی را در مطالعات پیش از تاریخ غرب ایران روشن خواهد کرد.
هر چند اکنون نیز می توان جایگاه دوره پیش از تاریخ دشت سیمره را با توجه به مطالعات انجام گرفته، در جدول گاه نگاری پیش از تاریخ غرب ایران مشخص کرد؛ ولی این مهم بهتر است پس از کاوش و گمانه زنی برخی از مکانهای شاخص دره سیمره به روش نوین و سیستماتیک انجام گیرد.
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 18:0 توسط اميد گوهري
|
كنكاش در وقایع گذشته بر مردم لرستان و سیری در ژرفاژرف سرگذشت فرهنگی و تاریخی آن، در گرو بررسی موشكافانه در چهرههای ناشناخته زندگانی نیاكان سختكوش این مرز و بوم است.
نیاكانی كه با طبیعت و سرشت گیتی، انس و الفتی ژرف و با پدیدههای پیرامون خویش پیوندی ناگسستی داشتند و در برخورد با مشكلات، با تبیین پدیدههای ناشناخته، تجلیات ذهنی را به گونههای مختلف بر پردهٔ زندگانی، نقشی آشكار و جاوید میزدند.
هر چند بازشناسی بخشی از ویژگیهای زندگی این مردم، با بررسی آثار دست و اندیشه آنها كه در قالب عناصر مادی و مینوی تجلی یافته و به یادگار ماندهاند، شدنی است، ولی گذرگاه ورود به كُنه زندگانی آنها و اشراف بر بسیاری از ویژگیهای ناشناخته زیست و زندگی این مردم دلیر، جز مطالعهٔ دقیق و همه جانبهٔ چند و چونیهای جلوههای گوناگون امروزی نخواهد بود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 11:49 توسط اميد گوهري
|

غناي
فرهنگ لري با قدمتي چند هزار ساله داراي آداب، رسوم وآيينهاي سنتي فراواني است كه هر كدام ريشه در تاريخ ديرينه مردم اين قوم دارد.
مراسم جشن عروسي در بين مردمان اين قوم همواره براي افراد غير بومي جالب توجه بوده است.
مراسم عروسي لر ها به قدري جذاب و دلپذير است كه افراد دعوت شده از ساير نقاط كشور معمولا خود را به اين آيين ميرسانند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 10:47 توسط اميد گوهري
|
سلسله صوفيان گوي تناقض نماست هركه دراين فرقه نيست فارغ ازاين دام هاست
توجه
به امور امور عرفاني وسلوك معنوي موضوعي است كه در زندگي بشرسابقه اي
ديرينه دارد . به گونه ايي كه باشدت وضعف متفاوت درهمه جوامع واديان وجود
داشته است .
عرفان درانديشه اسلامي هم جايگاه وشان شايسته اي
داردودرهمه جهان اسلام نيزقدمتي به اندازه پيدايش خود اسلام دارد .
عرفان يك تحول تكويني و وجودي در انسان است مثل بالغ شدن يك بچه نابالغ .
بلوغ را در بچه نمي توان با درس ايجاد كرد اگر تمام مسائل علمي بلوغ را به
صورت فرمولهاي علمي دربياوريم و به بچه بدهيم او يك مرتبه بالغ نمي شود .
حالتهاي
عرفاني هم همينطور است. به عنوان مثال حالت رضا در عرفان چيزي نيست كه با
درسهاي عرفان نظري به دست آيد. بله رضاي شرعي و رضاي اخلاقي را مي توان با
درس دادن فهماند ولي رضاي عرفاني اينچنين نيست . يا مقام توكل كه از مقام
رضا پايين تر است نيز چنين است . توكل در عرف واخلاق و شريعت اين است كه
انسان سعي كند كارهايش را به خدا واگذار كند وبگويد خدايا هر چه پيش آيد
راضي هستم و چيزي نمي خواهم جز آنچه تو مي خواهي . اما مقام توكل در عرفان
اين نيست مقام توكل حالتي است كه با درس وفرمول قابل ايجاد نيست .
بنابراين كتاب نوشتن وآموزش در اين خصوص دليلي بر اين كه كسي به حقيقت دست
يافته است ؛ نيست وراه رسيدن به حقيقت همان سلوك ورياضت است واگرهم درطريق
اولي كسي به چيزي رسيد فقط براي خودش حجت است ونه براي ديگران .
فرقه موسوم به
دراويش
كه چند وقتي است دامنه نفوذ خودرا باجلسات مخفيانه يا بعضا آشكارا
درسطح
مناطق لر و كردنشين غرب كشور به شدت بسط وگسترش داداده است از مدعيان ترويج
عرفان اصيل و مروج نوعي دينداري مدرن باحفظ پوسته ظاهري دين مي باشند.
اين
فرقه كه هم اكنون با غفلت علماي دين! ، به صورت یک جریان اجتماعی فراگير
دربين جوانان درآمده دارای یک ایدئولوژی خاصی هستند و این طور نیست که فقط
گمان شود يك جريان ساده مذهبي ويا جواناني عارف مسلكند . وقتی سخن از
دراويش به میان میآيد در واقع سخن از یک ساختار معرفتی پيچيده ومرموز است
كه از بینش تا کُرنش حرف دارند، مطلب دارند، و به صورت یک حزب و یک جریان
اجتماعی درآمدهاند .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 15:22 توسط اميد گوهري
|