ازميان بلوط زارهاي كهن
زير بارانهاي سرد
گذشتيم وگذشتيم
تا به دامنه هاي خيس رسيديم
در پناه صخره ها
دربلوغ ترانه هاي بومي
دل به ايل مهرباني ها سپرديم
« تژگاهي » از عشق
افروختيم
ودر كنار شعله هاي «بليز»
پاي كوبيديم وپاي كوبيديم
شب تا شب
درگلوي سوزناك ني جاري شديم
وگفتيم « هربيلا بيلا » « هربيلا بيلا » ...
آنگاه صبح
دركنار خاك وخاكستر بيدارشديم ؛
واما شب همچنان مي برد
خوابهاي رويايي مان را با خود ......
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 21:33 توسط اميد گوهري
|

برگرفته از : نفت نيوز
نویسنده : مهندس علی رحمانی دانشجوی دكتری زمين شناسی دانشگاه اصفهان و كارشناس ارشد چينه شناسی شركت ملي مناطق نفتخيز جنوب
چکیده :
کوهستان عظيم زاگرس، اين نگين انگشتري کوههاي کشور، به دليل داشتن مناظر زيبا، چشم انداز های چشم نواز، عجايب و شگفتي هاي زمين شناختي بي همتا در پهنه گسترده خويش، از نظر جاذبه هاي گردشگري زمين شناسي (Geotourism) و ژئو پارك ها (Geopark) از قابليت و پتانسيل بالايي برخوردار است كه در ايران كم نظير مي باشد. اين مقاله به معرفي اين قابليت ها و پتانسيل ها می پردازد.
مقدمه:
ژئوتوريسم گزينه اي تازه در گردشگري مي باشد که توسط نبوي (1378) براي اولين بار در کشور معرفي گرديد. پس از آن عمده کار هاي صورت گرفته در زمينه ژئوتوريسم ايران، مربوط به مطالعات امري كاظمي (1381، 1383 و 1385) مجري طرح ژئوتوريسم سازمان زمين شناسي کشور مي باشد.
در زمينه ژئوتوريسم ناحيه كوهستاني زاگرس در سال هاي اخير چند مقاله با عنوان ژئوتوريسم بزرگ ترين نودول هاي آهکي ايران (1384)، ژئوتوريسم بزرگ ترين بوديناژ هاي ايران (1385)، ژئوتوريسم کوه سوخته اميديه (1385) و ژئوتوريسم چشمه هاي گازي گنبد لران (1386) توسط رحماني و همكاران ارائه شده است و مقالاتي نيز موضوع ايجاد ژئوپارك براي برخي مناطق زاگرس مطرح كرده اند. (پرهامي و همكاران، 1387)، (جعفري، 1387)، (ساكت و همكاران، 1387)، (طاهري، 1387) و (قاسمي، 1387).
مقاله هاي فوق به صورت موردي فقط بخش كوچكي از توانمندي ها و استعداد هاي ژئوتوريستي زاگرس را به نمايش گذاشته اند و هنوز بخش هاي عمده اي از قابليت هاي اين سرزمين كوهستاني از نظر دور مانده است و آنطور که بايد و شايد به آن پرداخته نشده است. در اين مقاله به صورت كلي به معرفي برخي از اين پتانسيل ها (به خصوص در زاگرس جنوبي) پرداخته مي شود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 20:51 توسط اميد گوهري
|
(از راست ) حسين قلي خان ابوقداره ، والي پشتكوه و پسرش غلامرضاخان والي
سرزمين لرستان ، در دوران مغول ، تحت عنوان لر بزرگ ولر كوچك شناخته مي شد . از آغاز حكومت صفويه به بعد منطقه لر بزرگ به سرزمين هاي بختياري وكهگيلويه و منطقه لر كوچك به لرستان فيلي معروف شدند . لرستان فيلي در زمان سلطنت آغا محمد خان قاجار به دو منطقه پشتكوه وپيشكوه تقسيم شد . اتابكان لر ، درفاصله سالهاي 570 تا 1006 هجري قمري ، به گواه اسناد تاريخي بر استانهاي لرستان وايلام امروزي وبخش هايي از شمال خوزستان وجنوب كرمانشاهان حكومت كرده اند .
حكمراني اتابكان لر از لحاظ تاريخي به ادوار ذيل قابل تقسيم است :
الف : دوره اتابكان لر كوچك در زمان خوارزمشاهيان ، مغولان و تيموريان
ب: دوره اتابكان لر كوچك در زمان صفويه
ج : دوره واليان لرستان در زمان افشاريه وزنديه
د: واليان پشتكوه در زمان قاجاريه وپهلوي
جهت خواندن متن كامل اين ادوار بر روي ادامه مطلب كليك كنيد
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 2:41 توسط اميد گوهري
|
د مدرسه اومام ومال
سگم ، اوما و نهام .
گت : چن گرتي ؟
گتم : بيس
گت: به تا بليسمش !
ترجمه:
از مدرسه به خانه برگشتم / سگم جلويم آمد. / گفت : چند گرفته اي ؟ /گفتم : 20 / گفت : بده تا بليسمش !
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 15:32 توسط اميد گوهري
|

شواهد هر چند اندك تاريخي نشان ميدهد كه دولت مردان حاكم در ايران از زمان صفويه تا كنون بيش از آنكه مردم و خواسته هاي آنان را در نظر داشته باشند به فكر خودوقوم و قبيله خويش خود بوده اند و بيش از آنكه در راستاي توسعه سياسي قدم بر داشته باشند در راستاي تمركز قدرت، تبعيض و بي عدالتي حركت كرده اند . حاكمان صفويه با تعيين مذهب تشيع به عنوان مذهب رسمي كشور ، عده زيادي از ايرانيان از قوميت هاي مختلف را به جرم سني بودند كشتند.
حاكمان قاجار گرچه مقدمتا به شاخص هاي توسعه لبيك گفتند ولي بعد ها خودشان زمينه مرگ توسعه را با مرگ امير كبير و عباس ميرزا فراهم كردند.
حكومت پهلوي با برداشتي غلط ونفي قوميت ها وجوامع عشايري سعي در ايجادتحول اجتماعي ورنسانسي اقتصادي و سياسي در ايران داشتند درحالي كه امتناع از به رسميت شناختن هويت وفرهنگ يك قوم خود يكي از اشكال سركوب و ظلم وستم تلقي مي شود .
در يك تقسيم بندي كلان، سكنة ايران هميشه به سه جامعه شهري، روستايي و عشايري تقسيم ميشوند. جوامع سهگانه مذكور، هركدام داراي شيوة زندگي و آداب و رسوم و ويژگيهاي مخصوص به خود ميباشند.
جامعه عشايري، داراي سابقه طولاني در تاريخ و فرهنگ ايران است، تا جايي كه ميتوان مدعي شد كه اكثر حكومتهاي ايران يا خود ريشه و منشاء عشايري داشتهاند و يا به كمك عشاير بر سر كار آمده و حكومت خود را تداوم بخشيدهاند و يا مدعي و رقيب آن بودهاند.
تنها حكومتي كه طي هزارههاي اخير، نه تنها منشاء عشايري نداشت، بلكه به شدت در جهت ضديت با آن حركت مي كرد، حكومت پهلوي بود. پژوهشگران علتهاي متعددي براي اين امر برشمردهاند.. از جمله اينكه انگليسيها، با گماردن فردي غير عشايري به عنوان شاه ايران، پيشبيني روزي را كرده بودند كه وقتي او را از اسب قدرت به زير كشيدند، وابستگي قومي و عشيرهاي در كشور موجب درد سر نشود.
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 23:7 توسط اميد گوهري
|
خداوندا ، اي آرامش بخش دلهاي شوريده لران ، دركوچ ها وتبعيدها ! ، روزگاري ايل ها وطوايف تبار من بر اثر نافرماني وطغيان به « سرحد » و « لوشان » تبعيد مي شدند ، وامروز بر اثر غم نان به شوش ومولوي ونازي آباد . پناه فرزندان ايل من باش بر بلنداي برج هاي نيمه كاره تهران !
**********************
معبودا ، در روزگاري كه با اهتمام مردان پرتلاش « نهم » اين همه نعمت وتوسعه وفراخ ، بر ما نازل گرديده ، روا مدار به جاي نشستن هماي سعادت خوشبختي ، آوار سعادت آباد بدبختي ، بر سر ما فرود آيد .
*********************
پروردگارا ، جاده ها درهمه جا خطوط ممتد ارتباط اند و در ديار من خطوط سياه مرگ وجدايي ! ، آخرالزمانت را براي افتتاح محور « پل زال - خرم آباد » نزديك تر بفرما .
*********************
خداوندا ، اگر سياست واقتضاي مصالح آن مرا برآن خواهد داشت كه از رنج هاي قوم وايلم ، غافل ونسبت به آن بي تفاوت بمانم ، كابينه رويايي اوهام مرا ، در كودتاي خاموش فريادهاي بي صداي ايلم سرنگون فرما
*******************
پروردگارا ، اگر روزي خواهد رسيد كه در وانفساي توسعه نيافتگي تبارم ، « نان سنگك » را بر « نان بلوط » ترجيح بلامرجح بدارم ، دندانهاي آسياب مرا با سنگ ريزه هاي « پل آب برده » تاريخ پرشكوه سرزمينم ، سست ولق نما .
*******************
پروردگارا ، وحيد امرايي كوهدشتي را به جرم استفاده از سند سجلي ديگري ، در بازيهاي فوتبال تنبيه ومحروم مي دارند . روا مدار تركان وكردان ولران با جعل مدرك دكتراي خارجي ، امنيت وآسايش مرا وزارت نمايند.
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 1:15 توسط اميد گوهري
|
دختران شوخ وشنگ ايل
وقتي آخرين گره دارهاي بلند قالي را كشيدند
واليان اساطير پشتكوه
كيك شانصدمين سال ! تولد هويت قوم را
طي برنامه پرمخاطبي !
از سيماي « لر »
به تكه هاي 90 قسمتي فراموشي سپردند.
***وصيت
بانوي بلوط هاي خيره سر ،
« پريسكه » آتشي از « تژگاه » ايل
درآخرين نسيان كوچ هاي قشلاقي
بافه هاي احساسم را شعله ور ساخته است .
لطف كن
با خط ابروان ايرانسلت ، شماره 125 آتش نشاني را
يك قرن ميلادي
براي كفاره گناه غفلتم هر روز شماره گيري كن
****
محاكمه
اخموتر ازهميشه
روزي خواهي نشست
- برمدار افسوس -
درجوشگاه سمت چپ ذهن متهمي پير
در انتظار گيوتين سوالات داروغه تاريخ !
+ نوشته شده در جمعه پنجم مهر 1387ساعت 13:33 توسط اميد گوهري
|