تبليغاتX
سرهرك







سرهرك

ايستگاه خاپوره لرهاي پست مدرن !

نگاهی به ادبیات شفاهی زنان لر (لالایی)

 در بررسی موسیقی‌های فولکلور نقاط مختلف ایران کهن،لالایی را می‌توان به عنوان یک بخش مشترک در میان آنها بازشناسی کرد از «لاوه، لاوه» های زنان لر و کرد گرفته تا «لولی‌»های زنان بلوچ از «هودی» های سُکر آور زنان ترکمن گرفته تا «شروه» خوانی‌های پرسوز زنان دشتستان، این‌ها همه و همه مجموعه‌ی ماندگاری است از رنج‌ها و حرمان‌ها، فریادها و شکوه‌هایی از گلوی زخمی زنان دردمند و نجوای رازگونه‌ی همه‌ی دردهای تاریخی یک زن یک مادر ...

 اشعار لالايي بسيار ساده است، اشعاری که سينه به سينه و دهان به دهان از نسل هاي پيشين گذشته تا به امروزيان رسيده است، این اشعار اگر چه در بسیاری از موارد از زبان فاخر ادبی فاصله دارند اما از نظر درون مايه‌ی احساسی بسيار غنی و همواره حامل آرزوهای دور و نزديک مادرانند، وزن اشعار لالایی همچون بسیاری از ترانه‌های عامیانه، نه هجایی است و نه عروضی بلکه مبنای وزن آنها بر دو اصل کمیت هجاها و تکیه استوار است.  ادامه...

برگرفته از: وبلاگ لرسو

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 21:59 توسط اميد گوهري |

سر زلف تو نباشد ، سرزلف دگری!

 

چندی پیش مدیر محترم «کانون لر بختیاری ایرانیان»با اضافه کردن واژه «پارسها» به نام این کانون کلمه لر را داخل پرانتز گذاشت ومدعی گردیدند که - لُر - نامی بود که اعراب از روی دشمنی بر ما نهادند و به همین خاطر ما باید به ریشه خودمان برگردیم چراکه ما «قوم پارس» هستیم.

این حرکت آقای آبتین باعث تعجب بسیاری از لربلاگ هادر فضای مجازی شد وبه انحاء مختلف تاسف وتعجب خود را از این حرکت مبهم کانون لرهای بختیاری بروز دادند. درگیرودار این جدلها بعنوان یک لر  حساس به مبانی هویتی خویش برخود فرض دانستم که مطالبی را در این خصوص به رشته تحریر درآورم . متن ذیل مکاتبه ای است که بنده درخصوص حرکت اخیر کانون لربختیاری(سابق) به حضور آقای آبتین نگاشته ام .

 مطالب مرتبط:

 ما فارس نیستیم، ما لُر هستیم

کانون فرهنگی پارس های (لر) بختیاری

 ما قوم پارس هستیم نه لر

 جهت خواندن متن به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیستم دی 1387ساعت 20:24 توسط اميد گوهري |