نفرين هاي لري

تفنگچي وت بزنه:
تفنگچي تو را بزند
يه ساعتي وت بزنه:
مرض يك ساعتي بگيري و بميري
ژغلته بيري:
خفه بشي
او بوه د تژگات:
آب به آتشگاهت بيفته- گويا در گذشته وقتي كسي مي مرد، زنان آب در آتشگاه يا تنور خانه مي ريختند كه به نوعي كنايه از مرگ بود. البته عنصر آتش در اين نفرين ريشه زرتشتي هم دارد از ويژگي هاي جالب نفرين هاي لري نفرين هايي است كه انسان به خدا مي كند كه ريشه اساطيري را مي توان در آن ديد. در اين نوع از نفرين انسان خدا را در حد خود پايين مي آورد و با او مثل انساني ديگر روبه رو مي شود و گاه نفرينش مي كند
خدا مرده:
با كسر ميم كه ناخودآگاه ما را به ياد عبارت معروف نيچه مي اندازد
خدا بار كرده:
يعني خبري از خدا نيست. اين جمله را معمولا كشاورزان به هنگام بد اقبالي در برابر طبيعت بر زبان مي آورند. از نفرين هاي طنز مي توان به خدا پدرت بميرد، خدا پسرت بميرد و ... اشاره كرد
دبار دا رويي:
بهتر بود مادرت تورا سقط ميكرد
ليمان ددلت : (لفظ براي اينجانب مبهم ) كنايه از پرخوري
ژهر مار :
زهرمار بخوري ،استعمال آن وقتي است كه كسي حرفي خلاف ميل فرد بزند
كيمير كشته :
دركوه بدون يار وياور بميري
مافته ديت : !!؟؟
ليشت ور او نيره :
آب جنازه ات را با خود ببرد
يه ساعاتي ديت:قديم به سكته براثر ناآگاهي يه ساعاتي مي گفتند
مال بواءت درميه :
مال پدرت ويران شود
بوگن د لاشت بيفته :
بميري وگند بزني
تيف خلق خدا دريت :
!! نترس با شما نبودم
اِم دكپوت :
معادل خاك برسر
رويي ور نگردي :
بري برنگردي
رويي پشت پشت ماه صفر
تير مِين چزلدونت ديه :
تير به جگرت بخوره
ضيق د دلت ريه
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 13:22 توسط اميد گوهري
|
